مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱۶

از تاب تو، بی یار  عدو میماند

در بزم تو، بی رطل سبو میماند

جانا گیرم که خونم آشامیدی

آخر به لب شهد تو، بو میماند