خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۵۲

خاقانیا فرو خوان اسرار آفرینش

از نقش هر جمادی کو را روان نبینی

از خوار داشت منگر در ذات هیچ چیزی

کآنجا دلی است گویا کو را زبان نبینی

در هر دلی است دردی در هر گِلی است وَردی

زنهار تا به خواری در این و آن نبینی