رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۴

چون گُسی کردمت به دستک خویش

گنه خویش بر تو افگندم

خانه از روی تو تهی کردم

دیده از خون دل بیاگندم

عجب آید مرا ز کردهٔ خویش

کز در گریه‌ام، همی خندم