رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۳

وقت شبگیر بانگ نالهٔ زیر

... یر

دوستا، آن خروشِ بربط تو

خوشتر آید به گوشم از تکبیر

زاری زیر و این مدار شگفت

گر ز دشت اندر آورد نخجیر

تن او تیر، نه زمان به زمان

به دل اندر همی‌ گذارد تیر

گاه گریان و گه بنالد زار

بامدادان و روز تا شبگیر

آن زبان‌آور و زبانش نه

خبر عاشقان کند تفسیر

گاه دیوانه را کند هشیار

گه به هشیار برنهد زنجیر