رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » قطعات » شمارهٔ ۱۱

زهی عدل و انصاف آیین نهاده

به عهد تو رسم ستم برفتاده

خرد کنه قدر تو هرگز ندیده

سخن داد مدح تو هرگز نداده

چو ملک تو در طالع سعد هرگز

نه ایام کشته نه افلاک زاده

به وقت سخا چیستی جود خالص

به گاه سخن کیستی روح ساده

نه خورشید در صف رایت نشسته

نه دریا به جای دلست ایستااده

حوادث به هنگام قصد خلایق

نه برداشته ذکر تو نه نهاده

اگر دل هزار است مر ملک و دین را

همه بسته توست گفتم گشاده