اسیر کل فلان دولهای که در امروز
ز کل خلق جهان مر ورا غم خویش است
چو سوی من نظری مینکرد میگفتم
کز این سپس بکند روزگار در پیش است
کنون برآمد عمری و همچنان کارم
به کام طبع حسود و دل بداندیش است
سزای آن که کند عمر خویشتن ضایع
بر آستان چنین غر زنی از این بیش است