بر گلبنم شکفته گلی بود ناگهان
از تندباد ریخت ز گلزار چون کنم
زاین پس چه کار با گل و گلزار مر مرا
تازه گلم چو رفت ز گلزار چون کنم
تا رفت زیر گل گل و گلزار نازکش
در دیدهام شکست بسی خار چون کنم
گرگ اجل ربود ز ناگاه یوسفم
یعقوبوار بیدل و دلدار چون کنم
آخر دوای کار من سوخته کنید
از حد گذشت بارم از این بار چون کنم