کافرم گر زدم تیغ تو رو گردانم
یا رخ از قبلهٔ چون روی نکو گردانم
سرم از تن فکند چون دم تیغش بدو دست
سر خود گیرم و گرد سر او گردانم
گل عشقم که مرا آفت پژمردن نیست
صد خزان بینم و نه رنگ و نه بو گردانم
تنگ شد حوصلهام ضبط سرشکم تا چند
گریه را از سر مژگان بگلو گردانم