این منم از کوی فلان میروم
یا که غریبی ز جهان میروم
بادل خویشم که زمیدان دوست
زخمی شمشیر زبان میروم
سخت ملولم ز فضای وجود
تا بعدم سیرکنان میروم
قافلهٔ دل شد زین راه و من
بر اثر آه و فغان میروم
مشکل اگر رخت بمنزل برم
سخت فروهشته عنان میروم
مورم گر دل دهدم لطف دوست
در دهن شیر ژیان میروم
پای ز چوبست مرا لاجرم
راه باندازهٔ آن میروم
گوهرم و کس نشناسد مرا
حیف که از کیسهٔ کان میروم
صید حرم سیر و من از ابلهی
جانب صحرا به کمان میروم
کس بحرمگاه یقین پی نبرد
منهم راهی به گمان میروم
نیست غم رفتن «طالب» مرا
حیف که بینام و نشان میروم