هر دل که یافت ذوق نگاه تو مست شد
هر کس که دید چشم تو آتش پرست شد
من صید نرگس تو نبودم ولی چه سود
اکنون که ناوک مژه بیرون ز شست شد
تا کی شوی بلند ستون فلک ندای
بنشین ز پای ناله که وقت نشست شد
ای عشق بی وجود تو درماتمند خلق
پا پیش نه که کار جهانی ز دست شد
«طالب» ز بیم ناز کی خوی گرم یار
هر جا بدهر بود یکی ناله بست شد