واقف لاهوری » قطعات » شمارهٔ ۱۸۷

تا آمدم به کوی تو از کار مانده‌ام

روی تو دیده پشت به دیوار مانده‌ام

در بزم او خموشی من نیست بی‌سبب

گفتار او شنیده از گفتار مانده‌ام