ضبط کنم در نفس ناله و فریاد را
رنجه نسازم ز خود خاطر صیاد را
گر شودم رهنمون عشق سوی بیستون
بر سر کار آوریم تیشهٔ فرهاد را
فرض کنم گر دلم سنگ و ز آهن بود
کس ز کجا آورد طاقت فولاد را