ای که بستی کمر از بهر دل آزاری ما
زور حسن تو ندارد خبر از خواری ما
خاک گشتیم به راه تو و رفتیم به باد
بر تو ظاهر نشد افسوس هواداری ما
یار از سادگی امروز به هیچم نفروخت
باشد آن روز که آید به خریداری ما
نالهٔ ما نتواند ز قفس بیرون شد
کس نبوده است و نباشد به گرفتاری ما