کی شود کیفیت عشق تو پنهان در لباس
همچو می در شیشه گردیدیم عریان در لباس
نکهت پیراهن او دیده روشن میکند
میتوان گفت آن پسر را ماه کنعان در لباس
از شکفتن پردهای بر روی کار افکنده است
گل ز دستت چاک میسازد گریبان در لباس
دلق صدرنگ ریاکاران بود دام هوس
میکنند این قوم خواهشهای الوان در لباس
شوخی آن چشم را شرم است واقف پردهدار
همچو آن کافر که میباشد مسلمان در لباس