دهنش نقطهای موهو و گمان هر سه یکیست
کمر او رگ جانی راز نهان هر سه یکیست
زخم ناخورده زد است این سخن دور از کار
هر که گفت آن مژه و تیر و سنان هر سه یکیست
پیش ناتجربهکاران که درین معرکهاند
ابروی دلیر و شمشیر و کمان هر سه یکیست
تیر آن دلبر هندو که جگرخونم کرد
دل من غنچهٔ گل بیرهٔ پان هر سه یکیست
سخنی از سر تحقیق بگویم واقف
عید و نوروز و شب وصل بتان هر سه یکیست