به چشم من چقدر رتبه است جنگ تو را
که میل دیدهٔ خود میکنم خدنگ تو را
برای چهره برافروختن شراب مخور
که نیست حاجت روغن چراغ رنگ تو را
ز پیر عشق مرا رخصت تصرّف نیست
به نیم ناله کنم ورنه آب سنگ تو را
نهال عشرتم آن دم بهار خواهد کرد
که شاخ گل کند از خون خود خدنگ تو را
جهان تنگ به چشمم شده است تنگ شکر
چه لذّت است خیال دهان تنگ تو را
بنال واقف ازین قامت خمیدهٔ خویش
کسی ز لطف نوازش نکرد چنگ تو را