آن بوستان کجاست؟ که خوشتر ز بند توست
یا خندهٔ گلی، که به از نوشخند توست؟
طبع بلند من، نکند وصف قامتت
چون پست، در مقابل سرو بلند توست
گیرم مرا، به قهر برانی ز خویشتن
این دل کجا برم؟ که اسیر کمند توست
ما بوسهای به نقد دل و جان خریدهایم
دیگر نه جای حرف من و چون و چند توست
گر نیست خاطر تو، پریشان به مهر من
باری ترحمی، که دلم دردمند توست
این یادگار لرزش قلب شکستهایست
گاهی بخوان به یاد منش، گر پسند توست