علی اشتری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸ - بزم لاله رخان

چون شمع، دل بر آتش حرمان نهاده ایم

زین رو به بزم لاله رخان ایستاده ایم

چون اشک اگر بدامن خوبان نشسته ایم

برما حسد مبر که ز چشم اوفتاده ایم

چون غنچه، پرده از دل خونین گرفته ایم

گر در چمن بخنده دمی لب گشاده ایم

بر اشک ما مخند که در شوره زار عمر

گلهای طبع خویش باشک آب داده ایم

بی ناله سوختیم در این بزم، همچو شمع

و این شعر قطره ایست که بر جا نهاده ایم