با هر نفس از جانم، صد آه جنون خیزد
در هر نظر از چشمم، صد قطره خون ریزد
شرح غم هجرانش هرگه که کنم آغاز
چون قصه بلب آید، با ناله درآمیزد
اشک من و راز من، چشم تو ناز تو
هرجا بمیان آید، صد شور برانگیزد
در سینه مرا دردیست در دیده مرا شوقی
اشک من از این ریزد، آه من از آن خیزد
مهر مه من با من، دانی به چه میماند؟
اشکی که برخساری، بنشیند و بگریزد