بشنو از من این حدیث معتبر
کامده در شرحِ حال مُحتضَر
مال و اولاد و عمل از خیر و شَر
جلوهگر آیند پیش مُحتضر
شکل دیگر هر یک آن دَم میشود
پیش چشم او مُجسّم میشود
میکند آن لحظه باحال پریش
چشم پُرحسرت سوی اموال خویش
گوید آنها را بسی بودم بَخیل
بر شما اکنون شده گاه رَحیل
من شما را با دوصد حِرصِ تمام
جمع کردم از حلال و از حرام
بودمی من بس شَحیح و دِلگران
که مبادا بر شما آید زیان
از شما اکنون چه باشد زانِ من
گویدش برگیر از ما یک کَفن
جز کَفن نبود، نصیبت این زمان
وان شود در گور، همراهت روان
پیش ازین از ما نگردی بهره ور
مابقی از وارث است و سهم بر
ای که گویی باغ و راغ و مال من
چون شده این دم نداری جز کفن
پس نبوده از تو این مال و مَنال
عاریت داده به دستت ذوالجلال
از برای امتحانت داده حق
عاریت در پیش تو بنهاده حق
تا مگر او آزماید حال تو
گرچه خود داناست بر احوال تو
لیک حق را، هست حکمتها بسی
حکمت او را نیابد هر کسی