ای صورت تو همه معانی
خوشتر ز حیات جاودانی
از هر شکری ز لعل شیرین
پیرایه صد هزار جانی
هستی تو جهان حسن و از رخ
آسایش جان صد جهانی
یک ذره ز خاک آستانت
بهتر که صد آب زندگانی
هستی تو به چشم و زلف و ابرو
کیخسرو ملک دلستانی
بخشد لب تو ز نقش خطت
توقیع بقای جاودانی
از هر چه بگویمت به خوبی
آنی به یقین و بیش از آنی
در ذات مبارک تو شد ختم
آیین وفا و مهربانی
هر نکته که در تصور آید
از شیوه دلبری تو دانی
چون یاد کنم ز صورت تو
سر تا قدمم شود معانی
چشم بد دشمنان تو دور
کانصاف به کام دوستانی
ناصر ز جهان به توست خرم
کز حسن و جمال صد جهانی