ناصر بجه‌ای » غزلیات » شمارهٔ ۴۷

آمدی لطف بی‌کران کردی

بنده را باز شادمان کردی

حجره من ز عکس چهره تو

غیرت باغ و بوستان کردی

آستانم به فر مقدم خود

برتر از طاق آسمان کردی

آن چه جانم ز تو طمع می‌داشت

از بزرگی یکان یکان کردی

آن چه با بندگان ملوک کنند

بر من دلشکسته آن کردی

تا فکندی تو سایه بر سر من

بر جهانم خدایگان کردی

به دو بوسه چو خضر ناصر را

صاحب عمر جاودان کردی