آمد نگار ترک من چون صد نگار آراسته
ابرو ز وسمه خم زده چشم از خمار آراسته
رخشان ز شکر کوکبش ریزان گلاب از غبغبش
افزوده خط زیب لبش زلفش عذار آراسته
شیرین نمکدانش نگر وآن لعل چون جانش نگر
روی گلافشانش نگر چون نوبهار آراسته
گر باشدت ره سوی او بینی ز عکس روی او
از هر طرف در کوی او صد لالهزار آراسته
خورشید حیران آمدی با گوی و چوگان آمدی
گر سوی میدان آمدی آن شهسوار آراسته
ای کار کار حسن تو وای جان نثار حسن تو
در روزگار حسن تو شد روزگار آراسته
کردند بیتیر و کمان صید تو شیران جهان
هیچ ار کنی دامنکشان عزم شکار آراسته
زلف و رخت ای گلستان لیل و نهار است از جهان
بازار حسنت جاودان لیل و نهار آراسته
چون ناصر شیرینسخن گر باشدت یک ممتحن
با او بگو کاو همچو من نظمی به یار آراسته