ناصر بجه‌ای » غزلیات » شمارهٔ ۸

جمالش آفتاب هر نظر باد

ز خوبی روی خوبش خوب‌تر باد

همیشه تا که کعبه قبله باشد

مرا قبله رخ آن خوش‌پسر باد

همای زلف شاهین شهپرش را

دل شاهان عالم زیر پر باد

کسی کاو بسته زلفش نباشد

همیشه غرقه در خون جگر باد

بتا چون غمزه‌ات ناوک فشاند

دل مجروح من پیشش سپر باد

چو لعل شکرینت بوسه بخشد

مذاق جان مرا زاو پرشکر باد

مرا از توست هر دم ناز و عشقی

تو را هر ساعتی حسنی دگر باد

به جان مشتاق روی توست ناصر

تو را بر جان مشتاقان نظر باد