ناصر السنه پهلوان سخن
پهلوان چه خدایگان سخن
بیثنایش نتافت در شب هم
ماه معنی ز آسمان سخن
نرود جز به شست فکرت او
ناوک حجت از کمان سخن
در رکابش بود سعادت چون
نقطه و عجم در عنان سخن
تاج بنهد خرد چو او بندد
کمر حرف بر میان سخن
بطلب خوان فکرتش که بر او
مغز گشته است استخوان سخن