ابرنوال بحرکف مهرمحل مهشرف
پاکضمیر پاکدین خوبلقای خوبظن
در همه فن کمال او نیست چنان که مثل او
عقل نشان نمیدهد هیچ کسی به هیچ فن
دولت و ملک منتظم از تو بود نه از فلک
عقل قبول کی کند کار فرشته زاهرمن
ابر کفا بلا ز من سایهصفت نمیرود
بر من و روزگار من سایه دولتت فکن
کس غم من نمیخورد زآن که کسی گمان برد
عهد تو و مرا عنا دور تو و مرا محن