محیط کفا ابر سروران به هر موضع
به یاد نامه تو گردنی برافرازم
اگر ز آب رضای تو بینصیب شوم
ز تاب آتش دل شمعوار بگدازم
به روی عادت میخواستم که چون شعرا
به رسم تهنیت عید مدحتی سازم
ز شرم آن که سزای تو نیست این مدحت
چو جمله برخوانم دیده بر تو اندازم
گرم قبول بود دیده را به شکرانه
زنم ز شادی لبیک و روح دربازم