عمادی شهریاری » قطعات » شمارهٔ ۱۷

شب تاریک و من زاندیشه تو

چو نفط‌اندود مرغی پیش آذر

چو دریایی است هر شب خانه من

چو کشتی آتشین سوزنده‌بستر

نه دریا از تف کشتی شود خشک

نه کشتی از دم دریا شود تر