در موقفی که شیردلان در فراق تیر
چون عاشقان زار کمان با انین کنند
از زلف درع غمزه ناوک برد شکن
وابرو چو زلف دوست یلان پر ز چین کنند
گلهای عمر را به حسام بنفشه رنگ
پژمرده چون به روز سیم یاسمین کنند
خندان شود گل ظفر از غنچه نصال
چون لالهوار تیغ به خون در عجین کنند
بر دست و بازوی تو و بر طعن و ضرب تو
فوج ملک بر اوج فلک آفرین کنند