دیدی چه زره بود که از تیغ در شکست
کرده گلو خراش دم اندر جگر شکست
تیر از خم کمان صدف سینه برگشاد
رمح از تف سنان ورق عمر در شکست
گرز نبرد حمله به سوی سپهر برد
چون دم مار طرف کلاه و کمر شکست
بانگ دهل کلید سرای هلاک شد
فریاد نای قفل در گوش کر شکست
خورشید گفتی از قبل طعمه اجل
خود را ثریدوار به خونابه در شکست
گیتی به سان دشمن شه روز کور شد
از بس که نوک ناوک در چشم خور شکست
در ماه کاست کرده گمان بردم آن زمان
کز گرز شهریار به عرض سپر شکست
دست سعادت از پی آرایش جهان
بر روی تیغ خسرو زلف ظفر شکست
شاه بهشت مجلس طغزل که روز رزم
از نعل پاره گنبد کوکب حشر شکست
آن بغی پیشه تبه اندیشه کز قرور
در کین شاه قاعده خواب و خور شکست
قومی چو خویشتن به هم آورد جلد و چست
مالک بیامد و همه را در سقر شکست
سرگشته قدر شد و در وهم آمدی
کی گنجد آن فنون که طلسم قدر شکست
آن طفل را به ترکه ز شومی کار او
در اکحل امید سر نیشتر شکست
بر حال او بترس چو کارش چنین کنند
بر جوهری بنال چو نادان گهر شکست
در مدح شاه عالم نقصان بود که من
گویم صف غلام غلام تو بر شکست
اندر شکسته بسته چه مایه ستایش است
آن را که از نهیبش سیمرغ پر شکست
چون گویام او که شاه به هنگام تیغ او
از بهر چوب خشکی نحاس زر شکست
از بندگان خسرو گویم که روز حرب
عزم درستشان دل آن بیخطر شکست
پرتو چو گرم گشت بر آن شوخ دیدگان
آن تیر حمله را نظر اندر بصر شکست
چون جانشان بدید گذرگاه آفتاب
با قوتی که بند کمر در کمر شکست
در باغ عمر دشمن شاه جهان طراز
بغرا به نوک نیزه نهیب شجر شکست
عجز شکسته بند طبیعت درست شد
آن گه که میر بار صف آن نفر شکست
شب همچو پشم سوخته زآن آشکاره شد
کز قاف مایهای به سر گرز در شکست
بازوی منکر زده بد سگال را
از ناف خاک در افق باختر شکست
از سشکین که بهلو گیتی است آگهم
کز جمله دو کشور در یکدگر شکست
در پیش آن ستیزهکشان فریب دوست
دیوار آهنین چنین نامور شکست
از سنگ سفت کآتش خذلان از او جهد
بر خصم خنجر آیین ظفر شکست
آوازهای رسید پیاپی بر آسمان
بازار آق سنقر آشوب خر شکست
ایشان به تیر و نیزه شکستند بهر آنک
صدر جهان به خامه از آن بیشتر شکست
هر چند شاه نیست برای کسی گرو
از رای خواجه دشمن بیحد و مر شکست
گر چه محمد آلت دعوی تمام داشت
ناموس کفر دره سهم عمر شکست
ای خسرویی که تا به تو دادند تاج و تخت
ظلم آن محل نیافت که آهن حجر شکست
دانستهای که بنده عمادی به مدح تو
در کام روزگار به معنی شکر شکست
اندر سحر دعای به خیر از پی تو باد
کادریس چرخ را به دعای سحر شکست