نورس دماوندی » قطعات و مثنویات » ۱

ای که تویی کاشف غمهای من

لطف تو پیوسته مرا یاور است

گرچه مشوش بود اوضاع من

همچو دل احوال مرا ابتر است

من چه کنم هیچ نیاید ز من

هر چه تو با من کنی آن بهتر است

آینه ام شد ز تو صورت پذیر

تیره نی ام لطف تو روشن گر است

نیست به جز لطف سزای لطیف

تیرگی از مهر کجا در خور است