مانند رخت نه مهر تابان
همتای قدت نه سرو بستان
من مهر ندیدهام سخنگوی
من سرو ندیدهام خرامان
تا چند نهان ز خلق گریم
تا چند کنم غم تو پنهان
این اشکفشانی و فغانت
زآن چشم سیاه و لعل خندان
از عشق شکنج و چین زلفت
آشفته دماغ گشت خاقان