فتحعلی‌شاه » غزلیات بخش دوم » شماره ۸۰

دل به هوای وصل تو یاد وطن نمی‌کند

جان عزیز من چرا میل بدن نمی‌کند

بر سر خاک من گذر بعد وفات من نگر

کیست که خاک پای تو زیب کفن نمی‌کند

ثانی مشک خط تو عنبر تر نمی‌شود

نکهت چین زلف تو مشک ختن نمی‌کند

بیژن دل به چاه غم کشته ز جور تو نگون

جور و سیاست تو را پور پشن نمی‌کند

رفت بهار و شد خزان کس نرود به بوستان

ناله بلبل حزین زاغ و زغن نمی‌کند

از سخنان من یقین فتوی قتل من دهد

شکر که شیخ شهر ما فهم سخن نمی‌کند

خاقان دانی از چه رو سوی چمن نمی‌رود

جلوه سرو ناز من میل چمن نمی‌کند