فتحعلی‌شاه » غزلیات بخش دوم » شماره ۶۵

دلا دیدی به من آن مه چه‌ها کرد

به پاداش وفا آخر جفا کرد

دم مردن به بالین من آمد

پس از عمری جفا یک دم وفا کرد

نمرده است و نمیرد هرگز آن کس

که در راه وفا جان را فدا کرد

ز کف سر رشته عمر ابد داد

کسی کآن طره کاکل رها کرد

نبیند خیر کاو در روز اول

مرا با چون تو ظالم آشنا کرد

دلم بگرفت و بشکست و بینداخت

شکسته بال و پر مرغی رها کرد

به خاقان تا توانست آن جفاجو

جفا کرد و جفا کرد و جفا کرد