فتحعلی‌شاه » غزلیات بخش دوم » شماره ۵۲

ترک ما باز قصد جان دارد

تیغ بی‌داد در میان دارد

باز آن نازنین بت طناز

به من از ناز سر گران دارد

از جفاهای یار کن دل پاک

زنگ آیینه را زیان دارد

آسمان از برای کسب شرف

سر بر آن خاک آستان دارد

صبر کن بر جفای او خاقان

کاو جفا بهر امتحان دارد