ای سر من خاک کف پای تو
آب خضر لعل شکرخای تو
جان جهان مطلب من از خدا
در دو جهان چیست تمنای تو
کی به وصال تو تواند رسید
جان ندهد هر که به سودای تو
کس نشود زنده به نام مکو
تا نشود کشته و رسوای تو
ترک منی جان و دل و عقل و هوش
این همه دادیم به یغمای تو
قتل مرا کرده رقم از ازل
بر رخ تو خط چلیپای تو
از سر کویت به جنان کی روم
طرفه بهشتیست تماشای تو
پا ز تکاپوی رهت مانده است
ای سر من مرحلهپیمای تو
پنجه فولادی خاقان بتافت
ساعد سیمین توانای تو