بیداد و ظلم و جور و جفا و ستم ببین
زخمی که زد به سینه صید حرم ببین
شد سرنگون ز آه من این چرخ چنبری
عالم خراب کرده ز توفان غم ببین
ملک دلم ز ناز و کرشمه گرفته است
از هر طرف کشیده سپاه و حشم ببین
بگرفت و گشت و داد به تاراج عالمی
قدرت ببین و حکم ببین و ستم ببین
بازش هوای ملک تویی در سر اوفتاد
لشکر کشید و رفت به دورش علم ببین
خواهی که سر غیب شود بر تو آشکار
زاهد برو به میکده و جام جم ببین
خاقان چو میرسد پی قتلت نگاه کن
تا چند عشوه مینگری جلوه هم ببین