فتحعلی‌شاه » غزلیات » شمارهٔ ۵۳

طرح ابروی تو کز روز ازل ریخته‌اند

بر سر سرو کمانی‌ست که آویخته‌اند

خط به رخسار تو ای قبله خوبان ختا

بر گر سرخ نگر مشک ختن بیخته‌اند

چشم فتان تو ای سروقد گل‌رخسار

نرگسی هست که از سرو برانگیخته‌اند

ترک چشمان جفاپیشه خون‌خوار تو را

تیغی از ابروی مشکین تو آمیخته‌اند

چور و بیداد تو با مهر و وفای خاقان

همچو شیری‌سن که با شهد درآمیخته‌اند