از سواد رقم زلف اگر بی خبرم
خط ریحان تو گردید غبار نظرم
ناله خیزد ز دل چاک مشبک چون دام
از نظر بازی مژگان کجت با جگرم
کرد تا عشق تو تارج توانایی من
باشداز ضعف تن از رنگ به رنگی سفرم
بی گل روی عرقناک تو بر صفحه ی چشم
منشی اشک شود خامه ی مژگان ترم
تا چکد آب حیات از لب گفتار مرا
بوسه ی لطف کن از غنچه ی لعلی گهرم
به تو تعلیم دهم رسم هم آغوشی را
نیم شب مست اگر تنگ درآیی به برم
نورس از حرف لب لعل بهشتی رویی
جوش فردوس زند بی سخن اشعار ترم