رویت چو ماه چارده از صنع ذوالجلال
نا دیدن جمال توباشد مرا ملال
از سینه بس که آه کشیدم زهجر تو
از غم گداخت جسم و کمر گشت همچو دال
بسیار عاشقان ز برای تو در جهان
کردند جان و مال و تن و خود خود حلال
هجرت ز بس گداخته جسم نزار را
از لاغری نموده تن از ضعف چو هلال
این یک نفس که هست به تن از فراق تو
باری است بس گران شده بر جان من وبال
شام فراق هجر تو گردد بدل به صبح
امیدوارم از نظر لطف ذوالجلال