چون دل احرام طواف بوالحسن از کعبه بست
لطف حق شد همره و خضر هدایت پیشرو
چتر عزت بر سر و از پی دعای مستجاب
دولت و اقبال و توفیق و سعادت در جلو
نه زبان از شکر نعمت یک نفس بیکار بود
نه ز بار معصیت با خویش دیدم نیم جو
دل قویپرواز بوده من سبکبار از گناه
دور نبود گر سرم طی ساخت این ره را به دو
دل نجف را قبله کرد و جان ز هجر کعبه سوخت
دل تمامی اشتیاق و جان سراپا در گرو
مشورت با عقل کردم از پی تاریخ گفت
(حج بیت الله چون کردی به باب الله رو)