مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات و قصاید » شمارهٔ ۱۹۸

بی‌طمع باش و عافیت‌ها کن

ترک این خوی و خاصیت‌ها کن

صبح تا شام در توکل کوش

چاشت تا شام عافیت‌ها کن

بفشان خرقه را ز گرد ریا

خاک در چشم معصیت‌ها کن

نفسی گر امان دهد اجلت

فخر آن گه به عاریت‌ها کن

طفل بدخو شده ز حرص دلت

قانعش ساز و تربیت‌‌ها کن

مرض حرص چون به طول کشد

فکر اسباب تعزیت‌ها کن

چون قناعت علاج حرص کند

روی دل بین و تهنیت‌ها کن

از جهان خراب چون مجذوب

گوشه‌ای گیر و عافیت‌ها کن