مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات و قصاید » شمارهٔ ۱۲۷

ما حشمت و سپاه نداریم یا حفیظ

جز درگهت پناه نداریم یا حفیظ

توفیق در ره تو رفیق است و پاس‌بان

باکی ز دزد راه نداریم یا حفیظ

شوق تو داده شمع هدایت به دست ما

باک از کمین چاه نداریم یا حفیظ

چون شمع در وفا دل ما با زبان یکی‌ست

غیر از وفا گواه نداریم یا حفیظ

یک جو غم تو را به دو عالم نمی‌دهیم

داریم حب و جاه نداریم یا حفیظ

با روسفیدی غم عشق تو هیچ غم

از خصم روسیاه نداریم یا حفیظ

تنها چو اعتماد به لطف تو کرده‌ایم

اندیشه از سپاه نداریم یا حفیظ

هر چند کرده حفظ تو مجذوب را دلیر

جز درگهت پناه نداریم یا حفیظ