مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات و قصاید » شمارهٔ ۱۰۴

ایا زآن نوش‌خندهٔ عشوه‌پرداز

نمکدان بر جراحت سرنگون ساز

بهار شور بلبل پنج روزی‌ست

ندارد عشق ما انجام و آغاز

برون از حلقه زنجیر او نیست

اگر هنگامه ذکر است اگر ساز

خراب و مست و مغرور از می اوست

اگر عشق است اگر حسن است اگر ناز

اگر عجز قوی‌بازو نمی‌بود

که می‌آمد برون از عهده ناز

فلک پروانه عشق است مجذوب

تو هم مستانه بگشا بال پرواز