هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
وآن که درد تو کشد از پی درمان نرود
هر که در خانه دمی با تو به خلوت بنشست
به تماشای گل و لاله و بستان نرود
خضر اگر لعل روانبخش تو را دریابد
بار دیگر به لب چشمه حیوان نرود
گر نه امید لقای تو بود در جنت
هیچ عاقل به سوی روضه رضوان نرود
هوسم بود که در کیش غمش کشته شوم
لیکن این لاشه ضعیف است به قربان نرود
ای که گفتی به هوس در پی دل چند روی
عاشق دلشده چون در پی جانان نرود
مرد باشد که ز شمشیر نگرداند روی
ور نه از خانه همان به که به میدان نرود
ملکت عشق کسی راست مسلم چو (جنید)
که دلش در طلب ملک سلیمان نرود