لبیبی » ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی » شمارهٔ ۶۰ - به شاهد لغت لنج، بمعنی بیرون روی

کره‌ای را که کسی نرم نکرده‌ست‌، متاز

به جوانی و به زور و هنر خویش مناز

نه همه کار تو دانی‌، نه همه زور تراست

لنج پر باد مکن بیش و کتف بر مفراز