میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۵

تشویش بدو زشت و کم و بیش نداریم

المنته لله که تشویش نداریم

گر زاهد و درویش خورد انده دنیا

ما کار بدان زاهد و درویش نداریم

گفتی ز بد اندیش که بدگوئی ما کرد

ما باک ز بدگوی و بد اندیش نداریم