میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۸۰

این خانه که پیوسته در او جوش و خروش است

از کیست؟ مگر مصطبه باده فروش است

این مستی می نیست که هنگامه عشق است

وین ناله نی نیست که آواز سروش است

۳

از زهد ریائی چه دلت رسته شد ای شیخ

مستانه بمیخانه بزن جام که نوش است

گر توبه ز تزویر و ریا میکنی ای شیخ

وقت است که امشب قدح باده بجوش است

دوشینه ز مسجد بخرابات کشیده است

این شیخ قدح نوش که سجاده بدوش است

راهی بگشائید کز این خانه بر آئید

کین خانه پر از بانگ سباع است و وحوش است