خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۷۳

ای یافته از خاک درت افسر سر

بس شور که از زلف تو دارم در سر

گر خاک شوم بر سر کویَت باری

آن کس که نشد خاکِ تو، خاکش بر سر