خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۴۳

خطی کز تیره شب بر خور نوشته‌ست

چه خطّست آن که بس درخور نوشته‌ست

اگرچه درخورست آن خط ولیکن

خطا کرده‌ست کاین بر خور نوشته‌ست

خطا گفتم مگر سلطان حسنش

براتی بر شه خاور نوشته‌ست

وگرنی اجری خیل حبش را

خراج روم بر قیصر نوشته‌ست

و یا توقیع ملک دلبری را

مثالی بر مه از عنبر نوشته‌ست

به شیرینی بتم بسته‌ست گوئی

بدان افسون که بر شکّر نوشته‌ست

همه راز نهانم مردم چشم

به یاقوت روان بر زر نوشته‌ست

تو گوئی منشی دیوان تقدیر

مرا این در ازل بر سر نوشته‌ست

به چشم عیب در خواجو مبینید

چو میدانید که‌اینش سرنوشتست